سيد على اكبر برقعى قمى

374

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

تا آخر ابيات كه در بغية الوعاة مسطور است . ابو اسحاق وادى آشى شرح شهاب بن وحشى را تلخيص كرد و عقد الفريد ابن عبد ربّه را مختصر نمود و در سال 750 درگذشت . وادعى : منسوب است به وادعه بر وزن واسعه نام وادعة بن عمرو بن عامر بن ناسج است پدر تيره‌اى در قبيلهء همدان و از آن تيره است ابو الفتح محمّد بن جعفر بن محمّد همدانى وادعىّ بغدادى در شمار علماى ادب و نحو و لغت و صاحب كتاب ذكر المجاز من القرآن و كتاب الخليل در امامت و كتاب مختار الاخبار و كتاب الجزاء . وارانى : منسوب است به واران بر وزن شاهان از قراى تبريز و مظفر بن ابى الخير بن اسماعيل وارانى در شمار فقيهان و صاحب تصانيف بدان منسوب است . واسانى : منسوب است به واسان بر وزن كاشان نام نياى ابو القاسم حسين بن حسن واسانى دمشقى است از شاعران مبرّز و او را در عصرش همچون ابن رومى دانند و با قدرتى كه بر نظم داشت بيشتر به هجا پرداخت و از بهترين قصايد او قصيدهء نونيّهء اوست به اين مطلع : من لعين تجود بالهملان * و لقلب مدلة حيران و آن قصيدهء مطوّلى است و ياقوت قسمتى از آن را در معجم الأدباء آورده است . و در وصف بهار گفته است : و لما نضا وجه الربيع نقابه * و فاحت به اطراف الرياض النسائم فطارت عقول الطير لما رأينه * و قد بهتت من بينهن الحمائم و همن جنونا بالرياض و حسنها * صدحن و فى اعناقهن التمائم و در اهتمام به كتابت و اشهاد در مورد وام دادن گفته است : انلنى بالذى استقرضت خطا * و اشهد معشرا قد شاهدوه فانّ اللّه خلاق البرايا * عنت لجلال هيبته الوجوه يقول إذا تداينتم بدين * إلى اجل مسمّى فاكتبوه و در سال 398 درگذشت . واسطى : منسوب است به واسط بر وزن باسط نام شهرى ميان بصره و كوفه و از همين نظر آن را واسط يعنى ميان گفتند و آن شهر را حجّاج سال 83 بنا كرد و از آن شهر است ابو على احمد بن محمّد بن جعفر بن مختار واسطى نحوى شاگرد ابو غالب بن بشران . منزلش محلّ اجتماع اهل دانش و پيشه‌اش آسيابانى در شارع ( كوى ) خبّازان در واسط بود . ابو العلاء بن تقى گفت : « سالى كه لشكر عجم قسمتى از شهر واسط را غارت كردند از جمله دكان ابو على را بر غارتگران درآمدم و از ايشان خواهش كردم اموال ابو على را به او برگردانند و برنگرداندند با ابو على از خانه خارج شديم و اين شعر را خواند : تذكرت ما بين العذيب و بارق * مجرعو الينا و مجرى السوابق آنگاه رو به من كرد و گفت : عامل ظرف در آن بيت چيست ؟ گفتم : با آن پيش آمد هنوز خاطرت به مسائل نحو معطوف است ؟ گفت : حزن و بىقرارى من چه سودى براى من